همه روح ها در دستان امن عشق اقامت دارند تا زمانی که مرگ آنها را نزد خدا
به عالم بالا ببرد.
رویا
![]() |
![]() |
![]() |
همه روح ها در دستان امن عشق اقامت دارند تا زمانی که مرگ آنها را نزد خدا
به عالم بالا ببرد.
رویا
من باتو زنده بودم اما خبر نداشتی ...
رویا
ای دل به فراموشی او عادت کن
افسانه ما لیلی و چون مجنون شد
رویا
...
و... رویا
بیشتر آدمها با عشق بیگانه اند. کسانی که عشق را تجربه می کنند؛ در سکوت و آرامشی ژرف غوطه ور می شوند.
همین سکوت و آرامش است که آنها را با روح شان مانوس می کند. اگر با روح خود انس بگیری عشق تو دیگر یک رابطه نیست. بلکه سایه ایست که تو را در همه جا همراهی می کند. عشق به کسی یا چیزی محدود نمی شود.
رویا
وقتی برگ های پائیز را زیر پاهایت له می کنی،
یادت باشد
روزی بتو نفس هدیه می کردند...
رویا
به آنان که پائیز را دوست ندارند بگو:
پائیز همان بهاریست که عاشق شده است ...
رویا
هیچ وقت
هیچ وقت نقاش خوبی نخواهم شد
امشب دلی کشیدم
شبیه نیمه سیبی
که به خاطر لرزش دستانم
در زیر آواری از رنگ ها
ناپدید ماند
ح - پ
تکرار...
شیروانی سرخ عشق را که نساختیم بادگیر احساست نیز قد علم نکرد لااقل
بیا برای دوپرنده ای که در رویاهایمان جدا افتاده اند آشیانه ای نقاشی کنیم قول
میدهم برایشان شعر تازه ای بگویم قاب گرفته در رویای مشترکمان و نصب
شده بر طرح آشیانه ای که باید سهم ما می شد . بی انصافی تو بود که پرنده
ها جدا ماندند بی انصافی تو بود که نخواستی برای شب های بارانی و بی چتر
دنبال سقفی باشی و لجبازی من که نخواستم هیچ کس جز تو بنای خانه
عشقم باشد!
هنوز منتظرم...
رویا