خداحافظی

 

 

خداحافظی سخته اما چاره نداریم پس شما رو به خدا می سپاریم!

 

 

خداحافظ برای همیشه به آرزوهای قشنگت برسی.

 

علیرضا

یادگاران تو

 

سبزه به سبزه

برگ به برگ این باغ

از یادگاران توأند

 

چند وقتی ست که رفته ای

اینک این سبزه و باغ

به سوگواری تو مشغولند...

 

رویا

وداع

 

برای علیرضا...

 

می روم خسته و افسرده و زار

سوی منزلگه ویرانه خویش

به خدا می برم از شهر شما

دل شوریده و دیوانه خویش

 

می بروم٬ تا که در آن نقطه دور

شستوشویش دهم از رنگ گناه

شستوشویش دهم از لکه عشق

زینهمه خواهش بیجا و تباه

 

می برم تا ز تو دورش سازم

زتو٬ ای جلوه امید محال

می برم زنده بگورش سازم

تا از این پس نکند یاد وصال ...

 

رویا

 

 بازگشت ترا به تماشا نشسته ام ...

فقط برای تو

 

تنها

 

تقدیم به کسانی که قلب کوچکشان همیشه دریایی ست

 
کاش مداد رنگی های بچگی ام را داشتم تا این روزهای خاکستری ام را رنگ می کردم
 
 
تو جعبه مداد رنگی همه مداد رنگی ها مشغول نقاشی بودن

 به جز مداد سفید .همه می گفتن اون هیچ فایده ای نداره  
     
وقتی ظلمت و سیاهی شب همه مداد رنگی ها رو فراگرفت
    
 مداد سفید تا صبح بیدار بود . مهتاب کشید ...... ستاره کشید

  و کوچک کوچک شد  ........... صبح تو جعبه مداد رنگی همه مداد رنگی ها بودن

 جز مداد سفید........... هیچ رنگی هم نتونست جای خالی اونو پر کنه  ؟

یک شعر

 

یک نفر هست که از پنجره‌ها
نرم و آهسته مرا می‌خواند
گرمی لهجه بارانی او
تا ابد توی دلم می‌ماند
یک نفر هست که در پرده شب
طرح لبخند سپیدش پیداست‌
مثل لحظات خوش کودکی‌ام‌
پر ز عطر نفس شب‌بوهاست‌
یک نفر هست که چون چلچله‌ها
روز و شب شیفته پرواز است
توی چشمش چمنی از احساس
توی دستش سبد آواز است
یک نفر هست که یادش هر روز
چون گلی توی دلم می‌روید
آسمان، باد، کبوتر، باران‌
قصه‌اش را به زمین می‌گوید
یک نفر هست که از راه دراز
باز پیوسته مرا می‌خواند!

 

رویا

 

اما دلم...

 

 

من می روم اما٬ دلم در سینه پرپر می زند...

 

رویا

یک شعر

 
یکی اومده به خــــــوابم آتــــیشی انداخته جونم
 
یکی که دلش سفیده تو نگاش عشقو می خونم
 
کاش بمونه توی قلبـــــــم تا همــــیشه در کنارم
 
نمی خوام چشـــــمی ببینه تا نـــظر بشه خیالم
 
به کسی چیزی نمــــــی گم تا بمونه توی خوابم
می خوام دردمــــــو بدونه تــــــا بشه محرم رازم
 
می شه حرفا رو بهش گــــفت تـوی تنهایی ذهنم
 
آره اون می مــــونه پیشم همه جـا حتی تو قلب

 

از آتش پرسیدم محبت چیست؟          گفت از من سوزانتر است
از گل پرسیدم محبت چیست؟            گفت از من زیباتر است
از شمع پرسیدم محبت چیست؟         گفت از من عاشق تر است.
از خودش پرسیدم تو کیستی؟          گفت نگاهی بیش نیستم
 
رویا