خداحافظی سخته اما چاره نداریم پس شما رو به خدا می سپاریم!

خداحافظ برای همیشه به آرزوهای قشنگت برسی.
علیرضا
سبزه به سبزه
برگ به برگ این باغ
از یادگاران توأند
چند وقتی ست که رفته ای
اینک این سبزه و باغ
به سوگواری تو مشغولند...
رویا
برای علیرضا...
می روم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه خویش
به خدا می برم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه خویش
می بروم٬ تا که در آن نقطه دور
شستوشویش دهم از رنگ گناه
شستوشویش دهم از لکه عشق
زینهمه خواهش بیجا و تباه
می برم تا ز تو دورش سازم
زتو٬ ای جلوه امید محال
می برم زنده بگورش سازم
تا از این پس نکند یاد وصال ...
رویا
بازگشت ترا به تماشا نشسته ام ...
یک نفر هست که از پنجرهها
نرم و آهسته مرا میخواند
گرمی لهجه بارانی او
تا ابد توی دلم میماند
یک نفر هست که در پرده شب
طرح لبخند سپیدش پیداست
مثل لحظات خوش کودکیام
پر ز عطر نفس شببوهاست
یک نفر هست که چون چلچلهها
روز و شب شیفته پرواز است
توی چشمش چمنی از احساس
توی دستش سبد آواز است
یک نفر هست که یادش هر روز
چون گلی توی دلم میروید
آسمان، باد، کبوتر، باران
قصهاش را به زمین میگوید
یک نفر هست که از راه دراز
باز پیوسته مرا میخواند!
رویا